در این بخش که با هدف آموزش انجام پایان نامه آراء و نوآوریهای فلسفی- منطقی که از زیرشاخه های رشته فلسفه می باشد نمونه فصل 3 ارائه شده است که علاقه مندان به انجام پایان نامه آراء و نوآوریهای فلسفی- منطقی می توانند با ذکر منبع از این فایل در انجام پایان نامه آراء و نوآوریهای فلسفی- منطقی خود استفاده نمیاند. انجام پایان نامه فلسفه حاضر در سال 90 در دانشگاه علامه تهران به سرانجام رسیده است.
از نوآوری های سلرز در این قسمت دو چیز را میتوان نام برد: واژه مفرد توزیعی و نقل نقطهای.
بنابراین وقتی در اظهارات خود از کلماتی استفاده میکنیم که ظاهری کلی دارند ولی محمول جمله به افراد موضوع دلالت دارد و نه به مفهوم موضوع در اینجاست که آن موضوع را میتوان واژه مفردتوزیعی دانست که برای بیان جمله به شکل کوتاهتر خود استفاده شده است. مثلاً جمله
شهروندآمریکایی آزادی بیان دارد
آزادی بیان به کلی شهروند آمریکایی برنمیگردد بلکه به افراد موضوع اشاره دارد که در اینجا مردمان ساکن در امریکا هستند. لذا این جمله کوتاه شدهای از جمله منطقی «هرچیزی اگر شهروند آمریکایی باشد، آنگاه آزادی بیان دارد» است که میتواند به صورت جمله کلیه «شهروند آمریکایی آزادی بیان دارد» نشان داده شود.(مروارید،صص100-101)
بحث دیگر درباره بینالاذهانی کردن کلمات زبان است که بتواند در تمامی زبانها یک مراد از آن حاصل شود و عبارت در ساختار زبانی یک وجه دستوری داشته باشد. پیشنهاد سلرز، استفاده از نقل نقطهای است بدین ترتیب که از هر زبانی که استفاده میکنید عبارت مورد نظر را در میان دونقطه قرار داده و از آن برای اشاره به مصادیق این عبارت در زبان مبدأ و مصادیق معادلهای آن در زبان مقصد با نقش دستوری واحد استفاده کرد.
بنابراین میتوان از گفتن
Und در آلمانی •و• معنی میدهد
•و• را برای اشاره در همه زبانهای دیگر مثل and در انگلیسی یا et در فرانسه و... استفاده کرد. در حکمی مثل
سقراط یک ابژه است
تحلیلی که میتوان ارائه داد این است که
این •سقراط• یک واژه مفرد است
به •سقراط•ها واژگان مفرد هستند.
تحویل می یابد. دراین روش
... یک ابژه است
شیوهای از بازنمایی
این • ...• یک واژه مفرد است
میباشد. در مورد مثلثبودن گزاره
مثلث بودن ابژه است
میتواند اینگونه خوانده شود
این •این•مثلث • • یک واژه مفرداست
چون
• این • مثلث • • ها واژگان مفرد توزیعی هستند.
نکتهای که وجود دارد این است که ممکن است این واژه مفرد توزیعی ابهام داشته باشد مثلاً کلماتی مثل «مثلث بودن» مبهم هستند زیرا آنها میتوانند یا
این• مثلث•
یا
این• این • مثلث••
معنی دهند که بستگی دارد به اینکه آیا این متن درباره کلیات است یا درباره کلیات صوری است. سلرز ذکر میکند که در متون فلسفی سنتی ممکن است که هر دو گزاره زیر صادق باشد:
مثلث بودن یک کیفیت است، نه یک شی
و مثلث بودن یک شیء است، نه یک کیفیت.
در مثال اول متن درباره امری کلی است و در مثال دوم بهعنوان یک امر کلی صوری درنظرگرفته شده است.
گزاره اول چنین تحلیل میشود که:
این • مثلث• یک محمول تکین است، نه یک واژه مفرد
و تحلیل گزاره دوم
•این •مثلث• •یک واژه مفرد است، ونه یک محمول تکین.( Wilfrid Sellars, 2009b, p 442-443)
ویلفرد سلرز فیلسوفی است که نگاهی ژرف به مسائل دارد. نگاهی که قلمش را دشوار میکند، خوانندگانش را به سردرگمی و مفسّرینش را به چالش وا میدارد. نگاهی که باعث میشود تیغ تیز منتقدان برّندهتر از همیشه به سوی وی نشانه رود.
هدف من در این رساله تحت عنوان «آراء و نوآوریهای فلسفی- منطقی ویلفرد سلرز» نشان دادن یک نگاه فکری نو به مسائل فلسفی بود. آشنا شدن با فیلسوفی که سنت تحلیلی را با سنت فلسفی غربی درمیآمیزد میتواند جریانهای فکری تازهای را در عرصه فلسفی ایران وارد سازد. اینکه چگونه میتوان خوانشی جدید از تجربهگرایی داشت و چگونه میشود فلسفهای پوزیتیویستی را دنبال کرد که با تفکر فلاسفهی سنت غربی درآمیخته باشد.
همانطور که ملاحظه کردید این رساله در سه فصل اصلی تدوین شده است. فصل اول به دلیل اهمیت فراوان رساله تجربهگرایی و فلسفه ذهن به همین موضوع اختصاص یافت. این رساله که اول بار در سال 1956 به چاپ رسید تاثیرگذارترین اثر سلرز است که رویه سلرز را به مسائل فلسفی مشخص میکند و میتوان دیگر کارهای او را شرحی بر این رساله به حساب آورد. یکی از مسائل مهم در این فصل نگاه تازهای است که سلرز به تجربهگرایی دارد. سلرز در اینجا به تجربهگرایان خرده میگیرد و نتایج آنها را ناشی از برداشت اشتباه آنها از شناخت تجربی میداند. سلرز معتقد است که آنها برای دانش تجربی بنیادی را اتخاذ کردهاند که خود بر مبنای دیگری استوار است. سلرز در این رساله نشان میدهد آنچه که تجربهگرایان به عنوان داده قلمداد میکنند اصلاً نمیتواند وجود داشته باشد. در روند این رساله او از احکام بهنظر آمدن سخن به میان میآورد و نشان میدهد که در چه شرایطی ما از احکامی مثل الف بهنظر ب میآید استفاده میکنیم و در چه شرایطی است که الف ب است را بکار می بریم. او نشان میدهد که صدور احکامی از قسم ب- بودن در شرایطی است که آن را شرایط استاندارد مینامد درحالیکه از احکام حاوی ب-بنظر آمدن برای بیان ادعایی استفاده میکنیم که در شرایطی غیر از شرایط استاندارد قرار میگیریم. ما از احکام بنظرآمدن گزارشی را میسازیم به جهت جلوگیری از اظهاری گزارهای که معمولاً در شرایط استاندارد بیان می کنیم. در این فصل کوشیدهام تا حتیالامکان به وضوح نشان دهم که چگونه سلرز با بیان افسانه داده توجه ما را به مولفههایی در تجربهگرایی جلب میکند که کمتر به آنها پرداخته شده بود. سلرز داده را افسانه میداند این نوع نامگذاری نیز در خور توجه است و به نظر من برمیگردد به دیدگاهی که او از داده دارد. او در جایجای رساله خود مشکل تجربهگرایان را در هم مقوله دانستن اپیزودهای درونی تفکر و احساسات بیان میکند و او با بیان افسانه جونز و به تبع آن پایهریزی فلسفه ذهن خود جایگاه تفکرات و ادراکات را از احساسات جدا میسازد. او نشان میدهد که اپیزودهای خصوصی تفکر که هم بینالاذهانی هستند و هم خصوصی چه نقشی را در دریافت تجربه بازی میکنند. سلرز در فلسفه ذهن خود رفتارگرایی را به میان میآورد. رفتارگراییای که هم پوزیتیویسم را در برمیگیرد و هم بر روانشناسی سلطه یافته است. در این میان ایدهای که سلرز آن را افسانه جونز می نامد نقشی اساسی در توضیح دیدگاه او ایفا میکند.وی با آوردن افسانه جونز نشان میدهدکه چگونه افراد میتوانند با محیط اطرافشان و با دیگر افراد تعامل داشته باشند و مفاهیم را دریابند.
به اعتقاد من سلرز در این رساله، که سر خط تمامی افکارش را معین میکند، با بیان ضعفها، کاستیها و کژیهای اندیشهای که تا کنون در بستر تجربهگرایی و بهخصوص پوزیتیویسمی که در عصر او ظاهر شده بود، میکوشد تا از روش مألوف تجربهگرایی فاصله گیرد. در این راه او با توضیح و تبیین مشکلات نظری تجربهگرایان و بیان پیامدهای آن آغازگر اندیشه و روشی نو در بستر تجربهگرایی میشود. او لوازم اولیهی این اندیشه نو را در این رساله گرد آورده و گامهای نخستین برای ساخت این بنای نوین را نیز برداشته است.
در فصل دوم به مناقشهای پرداخته شده که میان آراء دوتن از شاگردان سلرز درگرفته است. آوردن این فصل در اینجا لازم به نظر میرسید چراکه تبیین دقیق از آراء خود سلرز بسیار دشوار است. همانطور که میدانید یکی از موثرترین راهها برای پی بردن به نظرات یک فیلسوف آگاه شدن از نظرات منتقدان اوست. این فصل کمک میکند که با تفکر سلرز بیشتر آشنا شویم و از خلال جهتگیری این فلاسفه درباره نظرات سلرز بتوانیم رای خود او را بهتر دریابیم. اینکه سلرز را تجربهگرا بدانیم یا فیلسوفی که تجربهگرایی را از ریشه بر میکَند بسته به انتخابی است که خواننده میان چالش براندام و مکداول انجام میدهد. براندام سلرز را فیلسوفی علیه تجربهگرایی میداند. وی معتقد است کاری که سلرز انجام داده نشان دادن این است که تجربهگرایی سنتی از تجربه تهی است. اما سلرز با از بین بردن مبنا در دانش تجربی جایگزین دیگری را به اعتقاد براندام برای تجربهگرایی به میان نیاورده است. براندام سلرز را فیلسوفی میداند که به سنت نومینالیستی تجربهگرایان خدشه وارد کرده هرچند که مثلاً اکتسابی بودن توانایی شناخت مفهومی را از آنها پذیرفته است. رای مکداول خلاف نظر براندام است. مکداول با استناد به قسمتهای مختلف رساله سلرز او را یک تجربهگرا میداند که به دنبال اصلاح تجربهگرایی است و البته هم در این کار موفق است و از نظر مکداول، سلرز توانسته تجربهگرایی اصلاحشدهای را به میان بکشد. از نظر وی باید غرض اصلی سلرز را در فصلبندیهای او دنبال کرد و اینکه او در فصول اول رساله ابزارهایی را طرح میکند تا بتواند به هدف نهایی او کمک کند. به عقیده مکداول، سلرز مشکل تجربهگرایی را انحراف از نومینالیسم میداند و از آراء وی نتیجه گرفته است که تجربهگرایی اصلاحشده منوط به پیروی از سنت نومینالیستی است.
هدف و نتیجه نهایی من گذشته از هر گونه سوگیری نظری میان آراء این دو فیلسوف پیرامون فلسفه ویلفرد سلرز، نشان دادن اهمیت و تازگی آراء او در سپهر فلسفی امروز دنیاست. طرفین این مناقشه از فلاسفه نامدار و اساتید دانشگاههای معتبر امروز دنیا هستند. این امر نشان میدهد که آراء سلرز تا چه حد در فضای فکری دانشگاهی امروز سرزنده و درخور توجه است. پذیرش یا عدم پذیرش آراء هرکدام از مفسرین سلرز که آراء دو تن از آنها برای نمونه در این فصل آورده شده نیاز به کنکاش و تعمق در آثار اصلی این فیلسوف و نیز مفسرینی دارد که پیرامون آراء او قلم زدهاند و این امری است که خلاء آن در جامعه فکری و فلسفی امروز ایران بهخوبی حس میشود.
فصل سوم رساله درباب نظریه سلرز درباره معنیداری است. نوآوری سلرز در اینجا به نظر من وارد کردن اصول جدیدی است که بتواند چالشهای زبانی را در چرخشهای زبانی و در کلیات پاسخگو باشد. به اعتقاد من او با نشان دادن اینکه معنیداری یک ربط است که به دستهبندی واژگان براساس کارکردشان میپردازد ونه یک نسبت، سعی دارد به نقد دیدگاه دکارتیان درباره مساله رابطه ذهن و بدن از طریق مسائل زبانی بپردازد.
هدف من از آوردن این فصل آشنا شدن با یکی از نوآوریهای سلرز با وجه منطقی فلسفی بارزتر میباشد. اینکه نشان دهم در چنین آرائی نیز که سلرز به تقابل با کارنپ پرداخته است، مانند دیگر نظراتش، از نگاه پوزیتیویستی خود جدا نشده است.
با توجه به نکاتی که پیشتر ذکر شد، وبا نظر به فضای فلسفی دانشگاهی ما پیشنهاداتی قابل طرح است:
1. از آنجا که نگرش فلسفی سلرز، نگرشی نوین است که بحثهای پیرامون آن در جامعه دانشگاهی دنیای امروز از طراوت و سرزندگی برخوردار است و از آنجا که فقدان تفکرات این فیلسوف بزرگ در عناوین نشر و فضاهای دانشگاهی ایران بهخوبی حس میشود جای آن دارد که به ترجمهی آثار وی و منتقدین بزرگش مبادرت شده و به اهالی اندیشه معرفی گردد تا جامعه فکری ایران نیز از این تفکرات بهرهمند گردند.
2. تاکنون آثار متعددی پیرامون فلسفه در سنت تجربهگرایی ازجمله تجربهگرایان متقدم، حلقه وین، پوزیتیویستهای منطقی و فلسفه تحلیل زبانی در ایران به رشته تحریر درآمده است و یا ترجمههایی از آثار نویسندگان غیر فارسیزبان به فارسی برگردانده شده است. دیدگاه سلرز به تجربهگرایی با توجه به اهمیتی که آراء وی براندیشمندان این حوزه داشته است عرصهای نوین است که پرداختن به آن میتواند به گشودن افقی تازه منجر گردد.
3. آثار بزرگان فلسفه و منطق در دوره معاصر در ایران مورد توجه قرار گرفته است کتابهایی از متفکرین نامداری چون کواین و رورتی در ایران ترجمه شده و اندیشمندان ایرانی به تبیین و تفسیر آن اهتمام ورزیدهاند. اگر اندیشه ویلفرد سلرز بتواند راه خود را در میان چهرههای مطرح فلسفی عصر حاضر برای اندیشمندان ایرانی باز کند، میتوان آثار و اندیشههای متفکرین مذکور را با توجه به تاثیری که اندیشه سلرز بر آنها داشته و یا از آنها گرفته است بازنگری و بررسی مجدد نمود. این امر می تواند سر منشاء فهم جدیدی از آثار ایشان و حتی بستر فکری ایشان گردد
4. سلرز را میتوان از یک نظر حلقه واسطی میان سنت تجربهگرایی و فلسفه عقلگرایی پس از رنسانس دانست. بهطور مثال میتوان گرایش سلرز به استفاده از مقولاتی شبیه به مقولات کانتی را در بسیاری از مباحث از جمله اپیزودهای درونی و نیز محتوای مفهومی مندرج در ادعاهای گزارهای، مشاهده کرد. این مساله میتواند تبدیل به موضوعی برای تحقیق و پژوهش گردد. امکان جمع میان این دو سنت مجزا و بررسی نقش احتمالی سلرز در این موضوع و نیز بررسی کامیابی آراء وی در این زمینه از جمله موضوعاتی است که میتواند مورد توجه قرار گیرد.
5. فلسفه ذهن که بهطور خاص توسط رایل پایهگذاری شده است، در تفکر سلرز جایگاه ویژهای دارد. نوآوریهای وی در این زمینه میتواند موضوعی برای بررسی و کنکاش علاقمندان به این شاخه از فلسفه باشد. برای مثال میتوان به تفاوتی که سلرز میان رفتارگرایی روششناختی و رفتارگرایی فلسفی قائل میشود اشاره کرد.
امید آنکه این رساله توانسته باشد گامی هرچند کوچک در معرفی اندیشههای سلرز برداشته باشد.
در صورت نیاز به مشاوره در زمینه انجام پایان نامه آراء و نوآوریهای فلسفی- منطقی با ما در ارتباط باشید.
فصل دوم پایان نامه ارشد مدیریت حساس ترین بخش در [...]
مقاله بیس در [...]
انسان سازی متن تولیدی توسط هوش مصنوعی از اهمیت بالایی برخوردار است به خصوص برای د [...]
آخرین اخبار دانشگاه آزاد در ادامه خدمتتان ارائه شده است. آخرین اخبار دانشگاه آزاد [...]
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر کبیر انقلاب به شهادت رسید [...]
برگزاری تکمیل ظرفیت آزمون استخدامی آموزش و پرورش 1403؛ به زودی [...]
همراه ما باشید با آخرین اخبار پژوهشی کشور در بهمن ماه 1402. [...]